الشيخ حسين المظاهري

173

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

انفسى با همين هدف ناز ل نشده است ؟ و آيا آيات توحيدى ، رنگ و بوى اخلاقى ندارد و به سوى همين هدف ، ره نمى پويد ؟ و آيا آيات الاحكام ، دلالت بر آن ندارد كه به همين منظور تشريع شده اند ؟ ( اقم الصلاه لذكري ) نماز را بر پا دار تا مرا ياد كرده باشى . ( انّ الصلاه تنهي عن الفحشاء و المنكر ) به راستى كه نماز از كارهاى زشت و ناپسند باز مى دارد . ( كتب عليكم الصيام . . . لعلّكم تتّقون . ) 8 روزه بر شما مقرّر شده است . . . باشد كه پرهيزگار شويد . ( خذ من اموالهم صدقه تطّهرهم و تزكّيهم ) 9 از داراييهاشان صدقه بستان تا آنان را پاك و منزّه سازى . بر اين اساس ، اگر بگوييم قرآن ، كتاب اخلاقى است و اسلام مكتب اخلاق ، سخن در جايگاهى گفته ايم كه سزاوار قرآن و اسلام است . اين بود خردى از كلان و قطره اى از دريا ، و آنچه در اين خصوص گفتيم ، شما را بس . چرا قرآن اين چنين بر اخلاق پاى مى فشارد ؟ اين خود اگر چه به منزلهء بيان علّت است ، ولى بايد آن را براى مدعّى ، دليل قرآنى ديگرى شمرد . قرآن با تشبيه معقول به محسوس ، ضرورت تخلّق به اخلاق فاضله را به اثبات رسانده است . قرآن در جايى ، قلب را همانند زمين مىداند و مى فرمايد : ( و البلد الطّيّب يخرج نباته باذن ربّه و الّذي خبث لا يخرج الّا